کلا جنده بود

سلام اسم من مجتبی یه پسر شاد سرحال سبزه با بدنی لاغرم وزنم 60 کیلو و قدم 174 نسبت به قدم لاغرم این داستان مال چند سال پیشه وقتی که من توی اینستاگرام با دختری به اسم دنیا آشنا شدم دنیا دنیا دختری غمگین بود که همیشه پست و استوری های غمگین میزاشت و منم واسه مخ کردن الکی اونو دلداری میدادم و سعی میکردم راهی پیدا کنم تا به اون پیشنهاد بدم ولی مشکلی که بود اون منو داداش صدا میزد و این راه رو میبست تا یه روز که داداش صدام زد گفتم دیگه بهم نگو داداش که گفت چی بگم گفتم عشقم عزیزم نفسم که خندید و گفت باشه خودم هنگ کردم که چرا درجا قبول کرده خلاصه از اون شب رابطه ما شروع شد و بیشتر روز با هم تماس تصویری میگرفتیم و من بهش کم کم وابسته میشدم دنیا دختری 17 ساله لاغر با سینه های شصتو پنج پوستی سبزه و چشمای بزرگ بود من دیونه چشماش شده بودم

یه روز ازش خواستم به محل کارم بیاد که هم رو ببینیم و اونم قبول کرد فردا به خودم رسیدم لباس شیک پوشیدم و سر کار رفتم ساعت تقریبا چهار عصر بود که وار مغازه شد بلند شدم سلام احوال پرسی کردیم و نشست صندلی جلوی میزم کمی حرف زدیم و اومد این طرف میز بلند شدم به طرفش رفتم با تعجب بهم نگاه کرد وآروم اومد بغلم واقعا نمیدونستم چیکار کنم اولین تجربه ام از بغل کردن یه دختر بود کیرم که انگار بوی کس بهش دماغش رسیده بود داشت منفجر میشد من طوری بغلش کردم که کیرم بهش نخوره پیشونیش رو بوسیدم و توی بغلم کمی حرف زدیم و از هم جدا شدیم و اون رفت به محض رفتنش رفتم داخل دسشویی و یه جق زدم من کلا زو ارضام سی ثانیه ای آبم اومد بیرون اومدم بهش زنگ زدم و میخاستم راضیش کنم فردا بیاد ولی میگفت نمیتونه بیاد تا یه هفته دیگه داشتیم حرف میزدیم که گفت چرا خودتو بهم نچسبوندی گفتم بغلت بودم که گفت نه پایین تنت رو چرا فاصله دادی منم رک گفتم کیرم بیدار شده بود که گفت این یه چیز طبیعیه اشکال نداشته بهش گفتم هفته بعد میدمش دستت تا خودت پشیمون شی خندید خلاصه گذشت و هفته بعد رسید و اون داشت به مغازه من میومد من تو مغازه جای نداشتم به جز دسشویی که هم تاریک بود هم تنگ وقتی اومد بغلش کردم و بوسیدمش نشستیم رو صندلیا با هم چنتا عکس انداختیم گفت حالا بدش گفتم چیو گفت کیرتو میخواستی بدی دستم یادت رفته گفتم اینجا که نمیشه نگاهی به اطراف کرد و گفت بریم توی دستشویی رفتیم توی دستشوی و شروع کردیم به لب گرفتن وای چقدر خوب بود اولین لب گرفتن عمرم لذت بخش ترین کار دنیا بود تو حس لب گرفتن بودم که حس کردم داره کمربندم رو باز میکنه منم کمکش کردم و شلوارم رو تا زانو اورد پایین و نشست جلوم و با کیرم شروع کرد بازی کردن من سعی داشتم با پرت کردن حواسم مانع زود ارضا شدنم بشم ولی کم کم کیرم داشت بیدار میشد ازش خواستم تمومش کنه که اون گفت تازه شروع شده کیرم رو گذاشت توی دهنش و شروع کرد خوردن کیرم چقدر حرفه ای میخورد داشتم حال میکردم که ارضا شدم و اون خودشو کشید عقب و کمی از آبم ریخت روی لباسش که سیاه بود

 

بهم خندید گفت همش همین گفتم یه عمر جق زدم الان رفته توی یه جای گرم و لیز چه انتظاری داری بلند شد توف کرد توی دسشوی و با دستمال دهنش رو تمیز کرد لباسش رو هم تمیز کرد چادرش رو پوشید و از مغازه رفت وقتی رفت خیلی خر کیف بودم چند دفعه بهش زنگ زدم جواب نداد نگران شدم گفتم حتما از زود ارضایم ناراحت شده و دیگه جوابم رو نمیده خیلی تو فکر بودم تا شب جوابم رو نداد آخرای شب بود پیام اومد بیداری سریع گفتم کجا بودی این حرفا گفت بابام اینا دارن میرن خونه یکی از اقوام تفریح داشتم کمک میکردم وسایل جمع کنن گفتم توم میری خندید گفت خودت چه فکری میکنی گفت البته که میری گفت باشه حالا که تو میخوای میرم گفتم ن ن نرو خندید و گفت باشه گفتم فردا کی میرن گفت صبح گفتم بعد از ظهر پس میای پیشم گفت اره ولی اونجا ن گفتم کجا پس گفت یه خونه پیدا کن تنها باشیم گفتم با سرعت به چنتا از دوستام پیام دادم و یه خونه ردیف کردم و به دنیا اطلاع دادم و خوابیدم فردا مغازه رو عصر بستم و رفتم سمت خونه ادرس رو برا دنیا فرستادم و منتظرش موندم در رو کمی باز گذاشتم دراز کشیده بودم کم کم داشت خوابم میگرفت که صدای دو نفر منو بیدار کردن دنیا بود ولی کسی همراهش بود دوستش که اسمش درسا بود رو با خودش اورده بود درسا یه دختر خوشگل چشمای سبز سینه هفتاد و پنج قد بلند و خوش تیپ بود امدن نزدیک من دنیا رو بغل کردم و به اون دست دادم که درسا گفت منم بغل میکردی حالا که دنیا اونو با پاش زد من رفتم براشون شربت اوردم دنیا که تقریبا لخت شده بود و با یه لباس راحتی و شلوار نشسته بود و درسا شالش رو در اورده بود شربت رو خوردن من یادم رفته بود برا خودم بریزم خواستم برم که دنیا گفت من میرم دنیا رفت برام شربت اورد ولی از تو کیفش یه قرص بهم داد گفت اینو بخور باهاش نمیدونستم قرص چیه شبیه کیر بود گفتم کیر خورم شدم و با شربت خوردمش حدودا نیم ساعت حرف زدیم که دنیا گفت بریم توی اتاق رفتیم توی اتاق بلا فاصله دنیا شروع کرد لب گرفتن ازم و داشت لباسام رو در میاورد منم باهاش همراهی کردم و لباساش رو در میاوردم پیرهنش رو در اوردم و سوتینش رو هم کندم و انداختمش روی تخت و شروع کردم لب گرفتن و با دستام سینه هاش رو فشار میدادم اینقد فشار میدادم حس میکردم الان میترکن بعد چند دیقه لب گرفتن رفتم سراغ سینه هاش و با ولع تمام میخوردم گفت وحشی اروم اولین بارته انگار گفتم اره و دوباره شروع کردم خوردن یه دستم رو کم کم بردم سمت شلوارش و کسش رو میمالیدم اون فقط ناله میکرد بلند شدم و شلوارش رو در آوردم و شرط توری سفیدش رو هم کندم کسش خیلی تمیز و بی مو بود ولی کشس هم لاغر بود مثل خودش

 

رفتم نزدیک و کسش بوی گلاب میداد ابش راه افتاده بود یه لیس از پایین تا بالا کشیدم رو کسش که اه بلندی کشید شروع کردم خوردن کسش دستم رو بردم سمت سینه هاش و اونا رو چنگ میزدم اون فقط ناله میکرد و با دستش سر منو به کسش فشار میداد بعد چند دیقه بلند شدم و شلوارم رو در آوردم بهش گفتم بچرخه گفت عقب نه گفتم چرا گفت جلو اوپنه اینو گفت خر کیف شدم کیرم رو میمالیدم رو کسش تا با آب کسش خیس شه خواستم بکنم توش که رفت عقب گفت میخوای حاملم کنی از تو جیب شلوارم کاندوم بیار رفتم کاندوم رو اوردم سر کیرم زدم و کیر 17 سانتی نسبتا کلفتم رو اروم کردم توش اون شروع کرد به ناله های ریز خیل کسش داغ بود ولی تنگ نه افتادم روش و ازش لب میگرفتم دنیا دستش رو انداخت پشتم و منو چنگ میزد من با دستام سینه هاش رو فشار میدادم و همزمان توی کسش تلنبه میزدم صدای تلنبه زدنم توی خونه پیچیده بود گردن دنیا رو میخوردم و فقط تلنبه میزدم و از این دیر ارضا شدنم لذت میبردم بعد چند دیقه خسته شدم و از دنیا خاستم روی کیرم بشینه نشست و شروع کرد بالا پاین کردن پشتش به من بود و من فقط به سوراخ کونش نگاه میکردم که داشت دلبری میکرد شروع کردم انگشت کردنش که اون بیشتر ناله میکرد گفتم دنیا کونتو میخوام جوابی نداد و فقط ناله میکرد بلندش کردم و گفتم به شکم بخاب بالشت رو گداشتم زیر شکمش تا کسش بیاد بالا یه کیرمو کردم تو کسش و تلنبه میزم یه تف انداختم رو سوراخ کونش و انگشت میکردم یکم که کونش باز شد کیرمو از کسش کشیدم و گذاشتم رو سوراخ کونش و اروم حل دادم تو خیلی راحت رفت تو و فقط دنیا اه کرد کونش از کسش تنگ تر بود شروع کردم تلنبه زدن صداش کل فضا رو گرفته بود و من نفس نفس میزدم کم کم حس کردم داره آبم میاد یه چند دیقه ادامه دادم که آبم اومد و توی توی کاندوم خالی شد کیرم رو کشیدم بیرون و کنار دنیا دراز کشیدم نگاهم به در اتاق افتاد که درسا اونجا بود و خودشو میمالید دنیا رو بوسیدم و ازش تشکر کردم اونم منو بوسید و ازم تشکر کرد بلند شدیم و خودمون رو تمیز کردیم و اون رفت

 

بعد اون روز حدودا یه ماه دیگه با هم بودیم ولی نشد سکس کنیم و من میخاستم با دنیا ازدواج کنم که بعد کمی تحقیق فهمیدم خانم با کلی پسر بوده و هست کلا جنده بود ولی اولین تجربه من با اون بود و خیلی لذت بخش بود…

 

 

پایان

Related Articles

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

EnglishPersian