کون دادن به مرد سن بالا

سلام من آرش هستم الان ۳۵ سالمه و میخوام داستان کون دادن خودمو در سن ۲۰ سالگی تعریف کنم . قبلش باید بگم خدمتتون که من سفید و کم مو هستم و چشمای رنگی دارم و کونم کاملا برجسته و ژله ای هستش . داستان از اینجا شروع میشه که من اهل مشهد هستم و یک شب تنهایی رفته بودم حرم امام رضا تنهایی تو یکی از صحن های حرم نشسته بودم و تو حال خودم بودم که یک آقای تقریبا ۴۵ تا ۵۰ ساله اومد نشست کنارم و سر صحبت رو باز کرد که اهل کجایی و چند سالته و اینها خودش گفت من اهل نیشابورم و الان اومدم ماموریت خلاصه یک کم باهم صمیمی شدیم گفت بیا بریم بیرون از حرم یک دوری بزنیم منم قبول کردم تو راه که کنار هم میرفتیم میدیدم همش به بدنم دست میزنه یا زیر چشمی کونمو نگاه میکنه منم اصلا فکر نمیکردم که برنامه ای داشته باشه خلاصه رفتیم توی بازار اطراف مشهد یک دوری زدیم که آقا رفت میوه فروشی چهارتا موز خرید گفت بیا بخور هرچی گفتم نه گفت باید بخوری بعد از اینکه موزهارو خوردیم بهم گفت ببین شرکت ما اینجا با یک مسافرخونه قرارداد داره و من قراربود با همکارم بیام که کنسل شده الان مسافرخونه بهم اتاق دو تخته میده میشه خواهش کنم توام بیای پیشم تنها نباشم منم اولش گفتم نه ولی دیدم خیلی اصرار میکنه گفتم باشه واقعیتش بدم نمیومد که یه کون بدم

 

خلاصه باهم رفتیم مسافر خونه و وارد اتاق شدیم چون زمستون بود گفت من سردم میشه تخت کنار بخاری میخوابم شما هم روی اون تخت دیگه بخواب منم رفتم روی تختم دراز کشیدم که دیدم اون لخت شده و باشورت دراز کشیده به منم گفت توام لباساتو در بیار راحت باش منم از خدا خواسته از رو تخت بلند سدم کونمو طرفش کردم و لباسمو در آوردم و حواسم بهش بود که میدیدم داره کونمو دید میزنه خلاصه باشورت روی تخت دراز کشیدمو کونمو کردم طرفش اونم شروع مرد اول یک کم از شرکت و کارش گفت و خاطره تعریف کرد منم مناطر بودم که بره سر اصل مطلب که یهو گفت بیا اینجا کنار تخت من بخواب گفتم برای چی گفت برای اینکه باهم صحبت کنیم منم قبول کردم رفتم کنارش دستشو دراز کرد که سرمو بذارم روی دستش منم سرمو گذاشتم روی دستش و اون باز شروع کرد به صحبت همونجور که صحبت میکرد دست منو گرفت و گذاشتم روی کیرش دستم به کیرش خورد دیگه داشتم دیوونه میشدم کیرش کوچیک بود تقریبا ۱۴ سانت و باریک و من هم چون تنگ بودم برام مناسب بود یواش دستمو کردم تو شورتش و کیرشو مالوندم یهو صحبتهاشو قطع کردن دم گوشم یواش گفت دوسش دارم منم یواش گفتم اوهوم گفت بخورش گفتم باشه و سرمو بلند کردم و بردم لای پاهاش شرتشو از پاش در آوردم و شروع کردم به خوردن وای چه حالی میدادی و از گردن کیرش میگرفتم و کلاهکشو مک میزدم بعد از چند دقیقه دستشو دراز کرد گفت خوبه بیا بخواب کنارم و کونتو بکن طرف من منم کونمو گرفتم طرفش اونم شروع کرد به مالوندن کونم و دم گوشم یواش میگفت جووون عجب کونی داری منم فقط یواش آه میگفتم و لبمو گاز میگرفتم تا اینکه یک چیز داغ دم سوراخم احساس کردم

 

وااای دیگه وقتش بود واقعا تو فضا بودم یک کم کلاهک کیرشو مالوند دم سوراخم تا کامل خیس بشه بعد دم کوشم گفت عزیزم درد داشتی بهم بگو داد نزنی که اتاق بغلی متوجه میشه منم گفت یواش گفتم باشه یواش کیرشو فشار میداد منم تا یک کم درد میگرفت کونمو میکشیدم جلو اونم متوجه میشد و میکشید جلو تا اینکه اون دستش که سرم روش بود رو خم کرد دستشو محکم گذاشت جلوی دهنم که دادنزنم و یهو کیرشو تا ته کرد تو البته خیلی درد نداشت چون هم کوچیک بود هم اینکه بازش کرد یک آه از ته دل کشیدم و چشمامو بستم و شش دنگ بدن سفید و بی مو و کون نرمم در اختیار گذاشتم و فقط یواش میگفت آه و اونم سوال میکرد میگفت درد داره یا لذت منم یواش میگفت لذت یا میگفت چطور آرش میگفتم عالیه بهترین حالو وقتی بهم میداد که کیرشو درمیاورد و دوباره یواش میمرد داخل سوراخم و اون لحظه که کلاهکش میخواست وارد بشه بهترین حالو میداد بعد من بلند کرد خودش اومد نشست لبه تخت و گفت بیا بشین رووش وای خیلی حال میداد کیرشو رفتم روش نشستم کیرشو لای انگشتام گرفتم و یواش کردم تو کنم طوری که پشتم بهش بود اونم دستشو آورده بود روی سینه هام و نوکشو یواش بازی میداد بعد گفت به پشت بخواب و پاهامو گذاشت روی شوناهاش و تند تند تولوم میزد ازم پرسید چطور ارضا میشه گفتم عزیزم شما هروقت خواستی ارضا بشی بهم بگو گفت باشه خلاصه بعد حدود نیم ساعت سکس بهم کفت آبم میخواد بیاد منم به بغل خوابیدم یک پامو جمع کردم تو سینه هام یک پامم دراز کردم و کونمو دادم عقب و ژست سکسی گرفتم گفتم بیا بکن اونم یک جوون گفت دستاشو گذاشت رو باسنم و کیرشو کرد داخل و‌شروع کرد به تند و تند عقب جلو کردن منم کیرمو گرفتم دستم شدت تولوم زدن که بیشتر شدم فهمیدم آبش میخواد بیاد و منم کیرمو‌ مالوندم تا همزمان هم اون آبش اومد و هم من و همه آبشو توی کونم خالی کرد و بی حال افتاد روی تخت و گفت وای مرسی

 

من رفتم سرویس خودمو شستم اومدم بغلش تا اذان صبح که میخواست نماز بخونه واقعا با اخلاص نماز می‌خوند بعدا فهمیدم که تو بچگی طلبه بوده ولی از آخوند شدن پشیمون شده ولی تو همون دوران هم کون میکرده هم کونی شده بوده…بعد نماز گفت پاشو بریم باهم حموم عمومی که اونجا هم یک سکس مشتی دیگه روی سکوی حموم کردیم که توی داستان بعدی تعریف میکنم .

 

نوشته: آرش

Related Articles

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

EnglishPersian