اخخ حامد جنده م کردی

با سلام خدمت دوستان
حامد هستم ۳۹ سالمه اهل یکی از شهرهای جنوبی
درباره خودم بگم قد ۱۷۳ و وزن ۷۴ تقریبا خوش فیس جوری که خیلی از زن ها تقریبا جذب میکنم بریم سر داستان
یه روز داخل اینستا بودم و داشتم نگاه عکس های که همشهریان گذاشته بودم میکردم به پروفایل یه خانم رسیدم که از فامیل های نزدیک ما بود و شوهرش هم از رفیق های بچه گیم بود دل و به دریا زدم بهش پی ام دادم که حالتون خوب اقاتون بچه های گلتون خوبن جوابی نگرفتم بیخیال شدم و خارج شدم رفتم سرکار برگشتم خونه یه دوش گرفتم رو مبل خوابیده بودم حوصله ام سر رفته بود وارد اینستا شدم دیدم دایرکت پی ام اومده باز کردم دیدم الهام خانم هست

الهام … سلام شمارو می شناسم
حامد … ببخشی من حامد هستم از تصاویر قشنگی که گذاشتین خوشم اومد
الهام… خواهش میکنم
حامد … شوهرت خونه هست سلامش برسون
الهام … ببخشید میشه یه خواهشی اذت بکنم
حامد … بله بفرما
الهام… میشه کسی متوجه نشه من به شما پی ام دادم بخدا نمیدونم چی شد که جواب دادم
حامد… ببخشد چرا ناراحت شدین
الهام … نه از شما ناراحت نشدم شوهرم خیلی بد بین هست بفهمه منو میکشه

دلم خیلی سوخت براش گفتم خیالتان راحت باشه چند روزی گذشت دوباره بهش پی ام دادم گفتم شما که خانم محجبه ای هستین چرا شوهرت بهت بد بین هست بلاخره در دلش باز شد که منو کتک میزنه همش میره سرکار یکسره زنگ میزنه و به پسرم مامور کرده مواظب من باشه یه ماهی گذشت دلم خیلی بحالش می سوخت چون الهام واقعا خانم خوبی بود اندامش عالی بود قد ۱۷۵ کمر باریک باسن های عالی واقعیت با این اندام شوهرش هم حق داشت نگران باشه…
بلاخره یه روز رفته بود پیش خواهرش ساعت ۸ شب میخواست برگرده بهم پیام داد که میتونی بیایی دنبالم منو تا مجتمع نزدیک خونمون برسونی منم سری رفتم دنبالش سوارش کردم تو مسیر خیلی آه ناله کرد که زنم میره دنبال یه زن معتاد باهم میشینن نعشه بازی میکنن اصلا بهم اهمیت نمیده منم دستش گرفتم توی همین فرصت و گفتم ناراحت نکن خودت بلاخره سرش به سنگ میخوره … رسوندمش نزدیک خونه رفتم یه هفته ای خبری ازش نبود تا اینکه متوجه شدم شوهرش داره میره ماموریت بهش پیام دادم میتونم ببینمت خیلی باهات حرف دارم بهم گفت نمیتونم بیرون مارو میشناسن آبرو میره بهش گفتم نگران نباش میریم خونه برادر زاده ام هیچکس نیست اول قبول نکرد ولی کم کم بهت اعتماد کرد و منظورم متوجه شده بود قبول کرد بلاخره شوهر رفت ماموریت گفت پسرم ساعت ۸ میره واسه نام نویسی ساعت ۱۲ میات بین این ساعتها میتونم بیام قبول کردم رفتم کلید از برادر زادم گرفتم و تریاک گرفتم کشیدم که کمرم سفت شده بود چون من مصرف ندارم خیلی کمر سفت شده بود بلاخره صبح پسرش به محض این که رفت بهم زنگ زد آدرس بده خودم میام منم آدرس دادم اسنپ گرفت گفت دارم میام ولی تورو خدا کسی نبنتمون بهش گفتم نگران نباش … نیم ساعت گذشت گفت پایین ساختمان ام بهش گفتم بیا طبقه دوم پلاک ۴ سری اومد داخل بلافاصله بغلش کردم اول جا خورد ولی میدونستم آماده کرده خودشو شروع به لب گرفتن ازش شدم دیدم کم کم خودش هم شروع کرد بهش گفتم میدونم خیلی وقته ارضا نشدی پس هرکاری دوست داری بگو انجام بدم تا حسابی لذت ببری یه سری تکون داد گفت حامد لباسهات بیرون بیار فقط شرت پات باشه خودش هم لباسهاش در آورد فقط با شرت کرست گفت دراز بکش شروع کرد به لب گرفتم اینقدر لب گرفت منم دستم روی کس نازش بود آروم اومد پایین شرتم در آورد تا کیرم دید یکم جا خورد آخه کیر شوهرش خیلی کوچکتر بود از کیر من… شروغ کرد به ساک زدن ولی درست بلد نبود حسابی کیرم سفت و سیخ شده بود آروم شرتش در آورد نشست روش اخ چه داغ بود کسش شروع به بالا پایین شدن شده حسابی حشری شده بودم

الهام… بیا روی من پاهام بالا بگیر
حامد… جون کیرم دوست داری
ا…خیبیلییی
ح… میخوام جرت بدم
ا… مال خودتم جرم بده اخ اخ
ح… اوففف چه کسی داری
نیم ساعت تلمبه زدم دیدم حسابی خیس شده ولی آب من هنوز نیومده بود دیگه خیس خیس شده بود و میگفت حامدددد تند تر بکن کسم جر بده وایی میخوام بیشتر بکنی برش گردوندونم حالت داگی به شدت تلمبه میزدم دیگه از بس ارضا شده بود گشاد شده بود آروم در گوشش گفتم میخوام از کون هم بکنم بلافاصله بلند شد گفت دیگه بس بریم فهمیدم که نمیخوات بده ولی من توجهی نکردم هرچه اسرار کرد گفتم بخواب جنده میخوام جرت بدم وقتی دید التماس کردن باید نداره گفت فقط حامد سری تمومش کن یه بالشت آوردم زیر شکمش گذاشتم شروع کردم به سوراخ کونش دیدم دوباره از خود بیخود شد آروم تف زدم کیرم گذاشتم دم کونش فرو کردم که جیغ بلندی زد خودش در دهنش محکم گرفت که صداش در نیات فقط التماس میکرد درش بیار ولی دیگه تحمل نداشتم حسابی حشری شده بودم کم کم همش کردم داخل خیلی خیلی تنگ بود کیرم به زحمت جلو عقب میشد واییی اخخخخ چه حالی میده کونت الهام دوباره برش گردوندم پاهاش بالا گرفتم تا ته کیرم کردم تو کونش و جلو عقب میکردم اشکش در اوده بود دیدم داره گریه میکنه از درد و منم ارضا نمیشم بیخیال شدم در آوردم کنارش درازکشیدم و بغلش کردم اونم شروع کرد به لب گرفتن و تشکر کرد
الهام … خیلی درد داشت ناراحتم ولی تو ارضا نشدی میخوای دوباره بخورمش از جلو بکنی ارضا میشی

دوباره شروع کرد به ساک زدن حسابی کیرم بلند شده بود پاهاش گرفت بالا کیرم با دستش تنظیم کرد وقتی تمام کیرم تو کسش حس کرد محکم بغلم کرد داشت از شدت شهوت میمرد پاهاشو داد پایین و گفت تند تر بکن حام جرم بده کیرم میخوام تندتر خواهش میکنم تند تر بکن چقدر خوب میکنی کسم جر خورده اخخ حامد جنده خودتم بیشتر بکن آخ آخ حامد بکن بکننننن منم با شادتر بیشتر میکردم دیگه داشت ابم میومد بهش گفتم داره ابم میات گفت تورو خدا مواظب باش داخل نریزی گفتم کجا بریزم الهام هرجا دوست داری عزیز بریز فقط داخل نریزی گفتم
ح… میخوام بریزم روی لبهات عشقم
الهام … باشه عزیز بریز
شدت تلمبه زدنم بیشتر شد ابم اومد سری درش آوردم گفتم یکم یاک بزن تا دهنش باز کرد ریختم تو دهنش اول میخواست دهنش ببنده بهش گفتم الهام بخورش تا ابم کامل بیات اخخخ فقط میگفت جون چه داغه اخخ حامد جنده ام کردی یه نیم ساعتی گذشت بلند شدیم لباسهامون پوشیدیم رسوندمش دیگه بلاکم کرد و ندیدمش

 

نوشته: حامد علفی

Related Articles

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

EnglishPersian