Notifications
Clear all

داستانهایی از علی بن آب طالبی  

  RSS

ادمین
(@admin)
ادمین Admin
عضو شده: 10 ماه قبل
ارسال‌ها: 26
14/11/2019 4:38 ق.ظ  

 

هرگاه علی ابن آب طالبی در نماز جماعت به سجده میرفتند،حسنین(حسن و حسین) سر رسیده و از سر و کول حضرت بالا می رفتند.توی گوششان فوت می نمودند . کف پایشان را قلقلک می دادند . به باسنشان لگد میزدند.سوار بر حضرت شده و او را الاغ می پنداشتند . انگشتان کوچکشان را تا آرنج در ماتحت حضرت فرو می کردند. بیضوان حضرت را می نواختند.لکن امام دم نمی زدند و بر عکس! نماز را طولانی نموده و زیر لب می فرمودند: جوووووووون… آره همینه… آماده اش کنید برای مامانتون که تا ته فرو کنم در مهبل زهرا.

**********

امام علی بعد از ضربت خوردن ، در حالی که در بستر خوابیده بودند بوسیله ی علم لدنی متوجه شدند که دوای دردشان شیر است . اما متاسفانه چون بخاطر شدت ضربه ی شمشیر ، دچار لکنت زبان شده بودند (ش) را (ک) تلفظ میکردند و فریاد میزدند : شیر احمقا! شیر بز! شیر گوسفند! اصلاً شیر خر! نقل است در آنروز همه ی حیوانات مذکر کوفه اخته شدند اما متاسفانه امام زودتر از موعد بخاطر گیر کردن شیر(ک ی ر) خر! در گلوی مبارکشان به زهرا پیوستند !

**********

روزی جمعی از مردم کوفه به دیدار امام علی آمده و از ایشان تقاضای باران کردند. حضرت که همواره در امر خیر پیش قدم بود، به جماعت گفت: اصن میخواین یه کاری کنم برف بیاد؟
مردم گفتند: واااااااای بررررررررف! چرا که نه؟
امام که از شادی مردم شاد شده بود گفت: حالا که اینطور شد یه کاری میکنم بستنی کاکائویی از آسمون بریزه!
جماعت با ذوق و شوق گفتند: ای ول! مگه میتونی؟
امام بادی به غبغب انداخت و پاسخ داد: پَه! اینکه چیزی نیست، میتونم یه کاری کنم به جای بستنی، دخترای خوشگل با بشقابهای بزرگ ژله و خامه و توت فرنگی از آسمون بباره!
مردم که دیگر کف بر لب شده بودند، خشتک ها را دریدند و امام را بر سر دست بلند کرده، علی علی گویان به بیابان زدند.

**********

روزی علی ، حسنین(حسن و حسین) را روی زانوی خود نشانده بود. علی به شوخی رو به حسین کرد و فرمود :نمیدونم چرا تو رو دوست ندارم . امام حسین که کودکی حاضر جواب بود، فرمود : حتما حرام زاده اید، چون فقط حرام زاده ها محبت ما اهل بیت را در دل ندارن. علی که به سختی عصبانی شده بود رو به فاطمه فرمود : این بچه دیگه داره ۷ سالش میشه، چرا ختنه اش نمیکنی؟

**********

 

منبع


نقل‌قول
تاریک | روشن
Share:
Violet
Default
Pear
Black Emo
{violet}:grinning:
{violet}:wink:
{violet}:face:
{violet}:inlove:
{violet}:sweaty:
{violet}:surprised:
{violet}:lovekiss:
{violet}:laugh:
{violet}:formalsmile:
{violet}:displeased:
{violet}:cool:
{violet}:resent:
{violet}:nerd:
{violet}:screaming:
{violet}:amazed:
{violet}:sad:
{violet}:deceitful:
{violet}:starryeyes:
{violet}:evil:
{violet}:shocked:
{violet}:tears:
{violet}:sulky:
{violet}:smile:
{violet}:vomited:
{violet}:hi:
{violet}:afraid:
{violet}:crazy:
{violet}:rabid:
{violet}:fighting:
{violet}:nonoise:
{violet}:blushed:
{violet}:idontknow:
{violet}:scared:
{violet}:razz:
{violet}:kiss:
{violet}:eat:
{violet}:shutmouth:
{violet}:gape:
{violet}:suspicious:
{violet}:laughingoutloud:
{violet}:bruise:
{violet}:crying:
{violet}:pray:
{violet}:serious:
{violet}:excitement:
:)
:d
:wink:
:mrgreen:
:neutral:
:twisted:
:arrow:
:shock:
:???:
:cool:
:evil:
:oops:
:razz:
:roll:
:cry:
:eek:
:lol:
:mad:
:sad:
:!:
:?:
:idea:
:hmm:
:beg:
:whew:
:chuckle:
:silly:
:envy:
:shutmouth:
{pear}:happy:
{pear}:smile:
{pear}:laugh:
{pear}:laughingoutloud:
{pear}:crying:
{pear}:exhausted:
{pear}:nerd:
{pear}:surprised:
{pear}:veryhungry:
{pear}:wink:
{blackemo}:laughtertotears:
{blackemo}:gift:
{blackemo}:love:
{blackemo}:inlove:
{blackemo}:shamefaced:
{blackemo}:heart:
{blackemo}:crazy:
{blackemo}:anguished:
{blackemo}:bruise:
{blackemo}:easymoney:
{blackemo}:exhausted:
{blackemo}:vampire:
{blackemo}:shutmouth:
{blackemo}:wink:
{blackemo}:carnival:
{blackemo}:flowers:
{blackemo}:hotdrink:
{blackemo}:party: