دو جنسگرای بیغیرت

سلام این داستان من از زمان دوران دبیرستانمه و ادامش هم میرسه به زن گرفتنم. بریم سره داستان. این داستان هشتاد درصد واقعی و یسری هاش برای جذاب تر شدن داستان هستش و برای دوستان بیغیرت روی زن و گی میباشد.
من حامد قدم ١٧٤ وزنم هفتاد و دو. پسری به شدت شهوتی هستم و دو جنس گرام. زمانی ک دبیرستان بودم به شدت شهوتی بودم به پسرای کلاسمون هم چشم داشتم. خودمم بد تیکه ای نبودم زیاد سفید نبودم ولی بدنم مو نداشت. تازه وارد کلاس شده بودم

 

مدرسه ای جدید ک هیچکس رو نمیشناختم از همون روز اول یه پسره چشمم رو گرفت. البته نمیخواستم فقط بکنمش بیشتر ازین ک سفیدی بدنش جذبم کنه همش تو ذهنم کیرش بود. ک ببینمش و واسش ساک بزنم. البته اونم دوس داشتم با اون دستاش واسم بماله و واسم بخوره. روزای اول بود هنوز نتونسته بودم ارتباط برقرار کنم باهاش ولی رفته بودم پشت میز اون نشسته بودم. کم کم باهاش حرف زدم و دوست شدیم از قصه اونم خونشون هم مسیر من بود قرار شد ک با هم بریم و بیاییم. هر روز دیوونه تر از قبل میشدم. هر روز ک میدیدمش حس میکردم عاشقش شدم. وقتی حرف میزد نگاهم به لباش بود.
خیلی با هم رفیق شده بودیم ولی اون خبری از حس من نداشت. این رفیق من اسمش ارمان بود. ارمان قدش ١٧٦ و وزنش ٦٤ بود از من چند سانت بلند تر ولی وزنش کمتر بود. تا جایی با هم اوکی شدیم ک میرفتیم خونه های هم برای درس خوندن ولی جرئت نزدیک شدن بهش رو نداشتم. هم دلم میخواست ک کیرشو لمس کنم هم میترسیدم ک خوشش نیاد و ازش دوربشم. کم کم شوخی دستی هارو شروع کردیم. من به شوخی دست میکشیدم رو کونش. یا میخواست بشینه دستمو میزاشتم زیرش. اون هم شروع کرده بود هی به مسخره بازی منو انگشت میکرد از رو شلوار. منم الکی فوشش میدادم. یه بار شوخی داشتیم دعوا میکردیم ک من یهو دست انداختم کیرشو گرفتم اونم گردنه منو گرفته بود دردش اومده بود و فوش میداد ک یهو گفت حامد زنتو گاییدم ول کن منم بهش گفتم اگه من زن گرفتم تو بگاش. خلاصه ک اون روز گذشت و ما شوخی هامون بیشتر شده بود یه روز قرار شد بریم استخر. رفتیم استخر و گفت من دستشویی دارم ک منم گفتم منم دارم بریم دستشویی. رفتیم دستشویی و رفت توی ی سرویس منم رفتم سرویس بغلی دیدم زیر در اندازه پونزده سانت بازه منم با خودم گفتم موقعیت خوبیه.

 

 

از زیر در نگاه کردم دیدم نشسته داره دستشویی میکنه. واای اولین باری بود ک کیرشو میدیدم. خیلی خوشگل بود سرش قرمز شده بود. از کیر خودم هم کوچیک تر بود هم باریک تر ولی خوشگل بود. دیگه دیوونه شده بودم همش تو ذهنم بود. چند وقت بعدش دوباره شوخی دستی هامون شروع شد من ایندفعه پررو شده بودم کیرشو یهو گرفتم از رو شلوار دوباره گفت کس کش زن جنده. زنتو گاییدم نکن تخمامو کندی ک اونم دست انداخت کیرمو گرفتم. گفتم تو اول ول کن تا منم ول کنم. گفتش اگه زنتو نکردم کونی ول کن. دوباره گفتم اگه من گرفتم تو بکن. هیچی دیگه دوباره قرار استخر گزاشتیم یه بار دیگه رفت دستشویی و دوباره من دید زدم و حشری شدم. بعدش رفتیم سونا بخار گفتم کونی تو هم کیر نداری ها از رو شرت مشخصه گفتش کس نگو همین برات بسه. گفتم در بیار ببینیم مال کی بزرگ تره. گفتش در بیارم باید بخوریشا. گفتم کس نگو نمیخورم. گفتش ک پس درنمیارم. گفتم باشه در بیار یه زبون میزنم سرش. بند شرتشو شل کرد تو دلم غوغایی بود. داشت میکشید پایین. داشتم به ارزوم میرسیدم ک موهای بالای کیرشو دیدم گفتم جوون چ ته ریشی هم واسش گزاشتی ک گفتش ولی خودش تمیزه ها درش اورد سرش افتاد بیرون. برق رو تو چشام میشد دید. گفتش تو در بیار بینم. در اوردم مال منو دید گفتش مال تو کونی بزرگ تره. سرش خیلی درشته مال تو ولی دلیل نمیشه ک نخوریش. گفتم دهنتو سرویس نمیخورم. گفت خودت گفتی باید لیسش بزنی. حالا نمیدونست ک تو دلم میخواستم ک همشو بکنم تو دهنم. سرمو بردم نزدیک بدنش ک یه بوس کنم گفت زن جنده من زنت نیستم ک برو فقط سرشو بوس کن. رفتم پایین گرفتم تو دستم داشت اب خودم میومد با همین حرکت. رفتم پایین تر لبمو نزدیک کیرش کردم لبمو دورش گرفتم سرشو میک زدم به جای اینکه بوس کنم. گفتش تو هم خوب میخوری ها. گفتم خفه شو عن. پیش ابت هم اومده بود. گفتم حالا نوبت توعه گفتش ک من نگفتم ک میخورم تازه ابمم نیاوردی. گفتم چاقال قرار نبود ابت رو بیارم ک. گفت من برا تو رو میمالم تو برا منو بمال. گفتم اینجا نمیشه بیا بریم تو رخت کن. رفتیم تو رختکن. چون وسط سانس بود کسی نبود تو رختکن. رفتیم تو یکی از اتاقک ها ک برای عوض کردن شرت و لباس بود اونجا شرتشو کشیدم پایین گفت چیه عجله داری کونی. منم گفتم کسخل الان یکی میاد مثلا میخواستم ک سوتی مو جبران کنم ک نفهمه ذوق دارم.شرت خودمم در اوردم. تو دستم گرفتم کیرشو اونم کیرمو گرفت تو دستش. تا عقب جلو کرد ابم اومد ولی مگه اب اون میومد. دیدم ابش نمیاد گفتش یه خورده تف بزن. منم مثلا ک متوجه نشدم چی گفتش. نشستم رو زانو با دستم گرفته بودم کیرشو ک میخواستم تف بندازم روش ک مثلا حواسم نیس لبمو چسبوندم به سرش و توفیش کردم ک یهو گفت جوووون بخورش. منم گفت نمیخورم فقط سرشو میک میزنم تا بیاد گفت باشه. سرشو کرده بودم تو دهنم. وااااااای تو اسمونا بودم. دروغ نخوام بگم لبای خوبی هم دارم. یه خورده واسش میک زدم ک یهو گفت داره میاااد ک منم یه خورده صبر کردم یهو یه قطره از اب کیرش رفت تو دهنم و سریع در اوردم از دهنم و واسش زدم تا ابش اومد ولی متوجه نشد ک تو دهن منم اومده. بهترین لحظه بود واسم. لباسامونو عوض کردیم اومدیم بریم خونه. باهام حرف نمیزد. یعنی سکوتی بود بینمون. فکر کردم ک ناراحت شده. حسابی بهم ریخته بودم. رفتیم خونه هامون. فرداش تو راه مدرسه مثل همیشه رفتم پیشش ک بیاد بریم ک اونم اومد و بین راه بود ک گفت تو هم خوب میخوری ها. گفتم کس کش من ک نخوردم گفتش چرا خوردیش. گفت تو هم باید بخوری گفتش حالا فکرامو میکنم. یه روز خونشون بودیم داشتیم درس میخوندیم ک گفت حامد فکر کن چند ساله دیگه ما هم زن میگیریم ودیگه شاید اصلا با هم خوب نباشیم و رفت و امد نکنیم. گفتم چرا رفت و امد نکنیم. گفت نمیدونم همینطوری گفتم. گفتم نه بابا من ک زن نمیگیرم ک گفت پس زن گرفتی من میکنمش گفتم خیلی دیوثی خلاصه گذشت و چند بار دیگه فقط برا هم مالیده بودیم. اتفاق خاصی نیوفتاد. دانشگاه قبول شدیم. اون یه دانشگاه دیگه منم یه دانشگاه دیگه. کم همو میدیدم ک کم کم دیگه دوستیمون کمرنگ شده بود. من تو دانشگاه با یه دختره اشنا شدم. خیلی خوشگل بود و دو سه تا از پسرای کلاس تو کف ستاره بودن.

 

ستاره دختری بود به معنای واقعی سفید قدش ١٥٥ و وزنش پنجاه کیلو بود. از همون اول سینه و کونش تو چشم بود. بعدا فهمیدم ک سینش ٧٥ عه.
با هم دوست شدیم و میرفتیم و میومدیم. خیلی خوب بودیم. با آرمان هم دوباره جور شده بودم. دیگه حرفی از قبل نبود. اونم با یکی جور شده بود به اسم سحر. سحر هم سفید رو بود و قدش ١٥٣ تقریبا از ستاره یه خورده کوتاه تر اونم پنجاه کیلو بود ولی توپر تر از ستاره بود چون سینه و کونش از ستاره کوچیک تر بود. دوباره رابطه هامون جدی شده بود هم آرمان میخواست بگیره سحر رو هم من میخواستم بگیرم ستاره رو. با هم دیگه رفت و امد میکردیم. میرفتیم سفره خونه و اینا. یه بار به شوخی آرمان گفت کس کش خوب چیزی تور کردی ها. گفتم کس نگو کیری نه ک سحر خوب نی. مال تو هم ک حرف نداره. گفت زر نزن کونی. دوباره اون خاطرات و حرفای آرمان ک میگفت زنتو میکنم تو ذهنم اومده بود. منم شاید اون موقع حشری میشدم یه چیزی میگفتم ولی الان خیلی غیرتی بودم رو ستاره. فکر به حرفای ارمان هم حشریم میکرد هم غیرتیم میکرد. ذهنمو خیلی درگیر کرده بود. تو شهوانی از همون اوایل بودم و داستان هارو میخوندم. اینقدر به سکس ارمان و ستاره فکر میکردم ک متمایل شدم به داستان های سه نفره و گروهی و بیغیرتی. همش داستان هارو میخوندم. ستاره رو ازاد نزاشته بودم خیلی رو پوشش گیر میدادم و حساس بودم و اونم دختر خوبی بود و گوش میکرد. من یه داداش هم دارم ک چهار سال ازم کوچیک تره بحث ازدواج پیش اومد و میخواستم ستاره رو بگیرم. ستاره تو حرفاش به داداشمم اشاره میکرد و من هم بهش میگفتم زیاد دوس ندارم با داداشم راحت باشی و اون میگفت باشه ولی میگفت چون داداش ندارم اون جای داداشم. داداشم اسمش هوتن و قدش ١٨٠ و وزنش ٧٧. یه خورده از من بزرک تره هیکلش. همش هم به تیپ و قیافش میرسه. جفتمون ورزش میکنیم ولی اون بدنش از من بهتره. چند باری ستاره عکسای هوتن رو تو اینستا دیده بود ک تو باشگاه لخت از سیکس بکاش گزاشته بود و یه یار گفته بود بهم ستاره ک هوتن خیلی بدنش رو فرمه ها. منم همه ی این حرفا تو ذهنم بود. همش حس میکردم٩ ک ستاره ممکنه با ارمان و هوتن بهم خیانت کنه. ول کن نبود این فکرا تو ذهنم. داستان هارو هم میخوندم بیشتر و بیشتر داشتم بیغیرت میشدم. خلاصه با همه ی این فکر ها چون ستاره رو خیلی دوس داشتم رفتم خاستگاری. همه چی خیلی خوب پیش رفت و جمع و جور کردیم و رفتیم سره خونه زندگیمون. چیزی از ستاره ندیده بودم ولی روش خیلی حساس بودم. سکسمون هم خیلی خوب بود ولی بعضی وقتا ستاره ارضا نمیشد و این همیشه منو میترسوند. یک بار میخواستیم سکس کنیم بعضی وقتا میشستیم فیلم سوپر میدیدم ک بیشتر حشری شیم ک یارو خیلی کیرش گنده بود ک یهو ستاره گفت اووووف چ کیری داره یارو هم خیلی بدنش خوب بود شکم شیش تیکه و کیره خوب. داشت زنرو میکرد ک خیلی خوب میکرد کیرو میمالید لا کسش یهو میکرد تو. ستاره خیلی حشری شده بود کیره منو در اورد از تو شرتم شروع کرد ساک زدن. ک البته عادی هم بود همیشه کیرمو خوب ساک میزد. ولی ستاره دهنش خیلی کوچیک بود به زور کیرم تو دهنش جا میشه. همیشه بعد دو دیقه خوردن خسته میشه و نفس تنگی میگیره. بهش گفتم تو همین کیر منو نمیتونی تحمل کنی اونوقت واسه کیر اون یارو جووون گفتی. گفت کلا میگم و گرنه ک کیر تو هم به زور میره تو کسم. راست هم میگه کیر من چون کلفته و سرش هم حالت قارچی داره. ستاره هم ک کسش کوچولو واقعا به سختی میره. گفتم یعنی چی ک کیر من به زور میره مگه قراره کیر کسی دیگه هم بره توش ک اینطوری میگی. گفت نه بابا حامد همینطوری گفتم الکی گیر نده. منم کیر رو کردم تو کسش داشت جیغ میزد. خیلی حشری شده بود.

 

 

 

نمیدونم به چی فکر کرده بود ک اینطوری حشری شده بود ولی بدجوری اب داشت ازش میرفت و حسابی داد میزد ک یهو دیدم لرزید. خیلی خیلی کم پیش میومد اینطوری بشه. بعد از سکس تو بغلم بود بلند شدیم رفتیم حموم و اومدیم. با حوله نشسته بود ک اومد بهم گفت حامد واقعا منظوری نداشتم ببخشید. گذشت و شب شد بحث کیرم شد گفت خیلی کیرتو دوس دارم و اینا ک یهو گفت به نظرت کیر هوتن هم اندازه تو هست. منم اخمام رفت تو هم و گفتم یعنی چی گفت همینجوری پرسیدم. گفتم دیگه نپرس. حشری شدم و بعد پنج دیقه گفتم. حقیقتش بچه بود ک کیرشو دیدم بزرگ بودش. گفتش اهان. قبلا یک بار تو حموم کیرشو دیده بودم. حتی از منم دو سه سانت بلند تر برد کلفتیش هم به خودم رفته بود. خلاصه هیولایی بود. همه اینا تو ذهنم داشت رژه میرفت. تو تصوراتم سکس ستاره و ارمان و سکس ستاره و هوتن رو میدیدم. هم حشری میشدم هم غیرتی. از اون ور هم سحر و ارمان ازدواج کردن و مهمونی های شبونه ما شروع شد. اونا میومدن خونمون و ما میرفتیم خونشون. یک بار قرار شد بریم شمال چهار تایی. راه افتادیم رفتیم و یه ویلا گرفتیم دو خواب ک شب راحت باشیم. نشستیم مشروب خوردن و ستاره هم هیچ وقت بیشتر از دو پیک نمیزد ولی اون شب داشت همراهی میکرد. کلی بازی و رقص و اینا. ارمان زیاد رو لباس پوشیدن سحر گیر نمیداد منم به ستاره گفتم راحت باشه. سحر با یه تیشرت و شلوارک بلند بود. ستاره ولی یه خورده بدتر بود یه تیشرت تنش بود با یه ساپورت. ساپورت قشنگ کسش رو انداخته بود بیرون. فکر کنم شرت هم پاش نبود چون بدنش دیده میشد. خلاصه ک شب شد و خواستیم بخوابیم ک رفتیم تو اتاقامون. ک دیدم یکی داره در میزنه. رفتم دیدم ارمانه گفتم چته این موقع شب گفت بیا کارت دارم. به ستاره ک خواب و بیدار بود و مست هم بود گفتم میرم با ارمان سیگار بکشم بیام. رفتم بیرون اتاق گفتش ک بیا تو بالکن. گفتم چته گفت حامد من بدجوری حشری شدم. گفتم خب به من چ برو سحر تو اتاقه گفت بابا اون سر درد گرفته نمیزاره کاریش بکنم. گفتم خب الان من چکار کنم. گفت بیا برام بزن. گفتم خیلی چاقالی بس کن. گفت بزن جون ارمان دارم تخم درد میگیرم اینقدر شق موندم. گفتم خب درش بیار سریع کسی نیاد. درش اورد دیدم بزرگ تر از قبل شده گفتم چکارش کردی اینو دهن سرویس گفتش ک ازین دستگاهایی ک تبلیغ میکنن گرفتم. یه خورده کلفت تر شده بود یه دو سه سانت هم بزرگ تر از مال من شده بود. گفت بابا این سحر اینقدر گفت کوچیکه ک رفتم خریدم بزرگش کنم. گفت بزن دیگه الان میاد یکیشون. شروع کردم با دست واسش مالوندن گفتش کس کش تو ک میدونی با دست برام نمیاد وگرنه مگه خودم نمیتونستم. باید بخوریش. گفتم کس نگو ول کن. گفت بخور دارم میترکم از درد. گفتم باشه فقط زود بیارش. شروع کردم سرشو گزاشتم تو دهنم و میک میزدم و میخوردم واسش ک میگفت جوووون بخورش. گفتم کونی اروم تر میشنون. گفت بزار ستاره بشنوه ک شوهرش داره کیر میخوره. گفتم خفه شو چاقال. یه دو سه دیقه داشتم واسش میخوردم. گفتم پس چرا نمیاد. گفتش نمیدونم ولی یه چیزی بگم ناراحت نمیشی. گفتم بگو. گفتش ک عکس داری از ستاره. گفتم دهنت سرویس زن خودت تو اون اتاق خوابه اون وقت چشت دنباله زنه منه. گفت نشون بده دیگه چیزی نمیشه ک. گفتم یه عکسشو نشون میدم سریع ابت بیادا. گفت باشه

 

 

رفتم گوشیمو اوردم یه عکس واسم گرفته بود ک جلو اینه بود با حوله و حولشو باز گزاشته بود سینش و کسش معلوم بود اوردم نشونش دادم گفت اووووووف دهنتو عجب کسیه. گفتم پرو نشو دیگه دوباره کیرشو دراوردم داشتم واسش میخوردم ک به بیست ثانیه نشد یهو دیدم یه چیزی ریخت تو دهنم سریع میخواستم برم کنار ک سرمو گرفت ریخت تو دهنم. حسابی حالم بهم خورد و کلی فوشش دادم ولی از ته دلم خوشحال بودم ک ابشو خوردم بعدش رفتیم خوابیدیم همش با خودم میگفتم حامد دهنت سرویس چرا عکس زنتو نشونش دادی. خلاصه سفر تموم شد و رفتیم تهران رسیدیم تهران و به ستاره گفتم اون شب زیر ساپورت شرت نپوشیده بودی. گفتش نه اخه شرت یادم رفته بود با خودم بیارم. شرت خودمم قرمز بود دیدم از زیر ساپورت دیده میشه درش اوردم. گذشت و یه بار داشتم کس ستاره رو میخوردم ک یهو گفت کیر میخوام حامد. یه کیر کلفت میخوام. بهش گفتم مگه کیر من کلفت نیس؟ گفت کلفته ولی کلفت تر. از دهنم پرید گفتم جوووون یهو چشاشو وا کرد گفت چی. یعنی تو برات مهم نی ک کیر کلفت بره تو کسم. گفت معلومه ک مهمه نباید بره. اصلا کیر کی باید بره جز من. باز چشماشو بست و من کیرمو مالیدم لای کسش مثل دفعه قبلی ک ابش اومد ایندفعه هم ارضا شد. اونم شدید. بعد سکس رو تخت دراز کشیده بودیم ک دوباره سوال پرسید ازم ک به نظرت هوتن با دوس دخترش سکس میکنه. گفتم نمیدونم چطور. گفت پس چرا اینقدر به خودش میرسه هر موقع میخواد بره بیرون انگار میخواد بره سکس کنه. همیشه قبل بیرون رفتناش میره حموم. گفتم نمیدونم احتمالا سکس میکنه. گفت خوش به حالشون. گفتم برا چی خب ما هم سکس میکنیم. گفت همینطوری گفتم. دوباره شب نشینی گرفتیم. بساط مشروب به راه و گل هم اورده بود ارمان. شروع کردیم به خوردن و ستاره هم بار اولش بود میخواست گل بکشه. کشیدیم و حسابی پاره شده بودیم. ستاره از خود بی خود شده بود بلند میشد میرقصید و خودشو مینداخت تو بغل ارمان منم داشتم ارمان رو میدیدم الکی مثلا ک ستاره نخوره زمین هی ستاره رو میمالوند. خسته شده بودیم. رفتیم باز بخوابیم قرار شد بمونیم خونه ارمانینا . رفتیم بخوابیم ک یهو ارمان گفت تو برو تو اتاقی ک سحر خوابیده منم میرم تو اتاق ستاره. گفتم نه دعوا و اینا و خلاصه فرداش رفتیم خونمون.رسوندم ستاره رو خونه و رفتم سره کار. برگشتم خونه ک دیدم صدایی از اتاق میاد اروم اروم رفتم سمت اتاق دیدم ستاره دستشو گزاشته رو کسش داره میماله صدای سوپر هم بلند میاد.سلام دادم و یهو دستپاچه شد. چیز زیاد عجیبی نبود ولی نمیدونم چرا اینقدر دست پاچه شد. گوشی رو گزاشت و رفت دستشویی. گوشیشو ورداشتم. همیشه رمزشو داشتم.

 

 

 

دیدم سوپر میبینه ولی اسم سوپر به انگلیسی میشد سکس با برادرشوهر کوچیکم دور از چشم شوهرم. اومدش از دست شویی گفتم این چیه میدیدی گفتش سوپر دیگه. گفتم نخوندی موضوعش رو. گفت نه همینطوری یکی باز کردم دیدم نگاه نکردم چی نوشته. گفتم بس کن مسخره بازیتو. تو از منم انگلیسیت بهتره. همه سوپرارو با موضوع دانلود میکنی. افتاد به غلط کردن ک منظوری نداشتم و اینا. تا شب باهاش حرف نزدم. اومدش گفت حامد جونم حشری شده بودم دست خودم نبودش. منم گفتم حشری میشی یهو میری میدی دیگه. گفت نه بابا همینجوری یهو حشری شدم. گفتم پس اون سوالا چیه در مورد هوتن میپرسی. گفت فقط کنجکاو شدم. گفتم راستشو بگو حس داری بهش. گفت نه فقط کنجکاوم ک کیرش چ شکلیه. گفتم عکسشو جور کنم ول میکنی. گفت یعنی تو میخوایی عکس کیر داداشت رو نشون من بدی. گفتم اگه تو کنجکاویت تموم میشه اره. بهتر از اینه ک خودت ببینیش از نزدیک. گفت جووووون شوهر سکسیه خودم. به هزار ترفند بود عکس کیرش رو از تو گوشیه خودش کش رفتم و یه شب به ستاره گفتم یه خبری دارم برات. گفت بگو. گفتم دیدنیه. گفت ببینم. گوشیمو گرفتم سمتش عکس کیر هوتن بود. یهو گفت خب ک چی این مال کیه. گفتم این ماله هوتنه. یهو چشاش برق زد. گفت اوووووف چقدر هم بزرگه. از مال تو هم بهتره. گفتم ک اره بهت گفته بودم کیرش بزرگه. گذشت و خانوادگی رفته بودیم مسافرت. ستاره بهم گفت خیلی حشریم. گفتم عزیزم الان اخه. کجا بریم سکس کنیم. گفت من نمیدونم. شب یه اتاق رو بگیر برا خودمون. شب شد و بهش گفتم چرا اینقدر حشری شدی گفت نمیدونم. گفتم من میدونم چون کیر هوتن رو از رو شلوارک دیدی. گفت گمشو. گفتم راستشو بگو. گفت ناراحت نشی ها. گفتم نه نمیشم. گفت یه جا رو مبل نشسته بود هوتن کیرش قشنگ از رو شلوارک مشخص بود دیدمش خیلی حشری شدم. گفتم پس کیر من جوابت رو نمیده برو به خودش بگو. گفت خیلی دیوسی. منم داستان هایی ک خونده بودم روم تاثیر گزاشته بود. گفت بکن تو کسم حشرم بخوابه گفتم نمیکنم. هی میخواست با کیرم ور بره نمیزاشتم. ناراحت شد پاشد فوش داد و رفت از اتاق بیرون. پاشدم بعد دو سه دیقه رفتم بیرون ببینم کجاست دیدم نیستش. دیدم داداشمم نیست. دلم لرزید. از پنجره حیاط رو دیدم ک داداشم نشسته داره با ستاره حرف میزنه ک یهو ستاره دستشو گزاشت رو صورت هوتن. هوتن هم دستشو گرفت بوس کرد دیدم نزدیک هم شدن لبای ستاره رو لبای هوتن قفل شد. کپ کرده بودم ولی کیرمم سیخه سیخ. دست ستاره رو دیدم ک رفت سمت کیر هوتن کیرشو گرفت از رو شلوار همونجا اب من اومد. دیدم یهو دستشو کرد تو شرت هوتن کیرشو در اوردم یهو زانو زد جلوش. من نمیدونم چیجوری یهو با اون دهن کوچیکش کیر هوتن رو کرد دهنش. همینجوری داشت ساک میزد ک یهو اب هوتن رو دیدم از تو دهن ستاره میریزه بیرون. تا به حال نشده بود ک اب منو بخور. سریع رفتم تو اتاق الکی خودمو زدم به خواب دیدم ستاره اومد. گفتم چیشد برگشتی. گفت هیچی رفتم بیرون یه هوا خوردم یه خورده هم آآآآب خوردم اومدم. گفتم نوشه جونت حالا چرا اینطوری میگی اب. گفت اخه چسبید بهم. گفتم بیا بخور کیرمو تا یه اب هم من بهت بدم ک گفت ایییش ازین اب تو دوس ندارم گفت عه ابای دیگه دوس داری گفت اره.

 

 

باورم نمیشد. برگشتیم تهران میخواستیم بازم سکس کنیم ک گفت حامد میشه اسم هوتن رو بیارم تو سکس. گفتم نه خوشم نمیاد. گفت اصن هر کی تو بگی. گفتم اسم ارمان رو بیار ک زیاد نمیبینیمش. گفت باشه بعدش گفت خب کیر اون چ شکلیه گفتم اونم از مال من بزرگتره. گفت شانس مارو ببینا همه کیر شوهراشون از مال من بزرگ تره. داشتم میکردم تو کسش ک یهو از دهنش در رفت گفت محکم بکن تو کسم هوتن. گفتم عه مگه نگفتم هوتن رو نگو. گفت ببخشید. ارمان بکن تو کسم اون کیرتو. بزار ازت بچه داشته باشم. داشت رو کیرم بالا و پایین میرفت ک ازش پرسیدم اون شب کجا رفتی بعد اینکه نکردمت و رفتی بیرون. یهو خشکش زد و رو کیرم کامل نشست و یه اه بلند زد و گفت ارمان جونم ارضا شدم. گفتم جدی پرسیدم کجا رفتی. گفتش جایی نرفتم ک رفتم تو حیاط هوا خوردم ک از سرم بپره. گفتم رفتی حیاط ک با هوتن از سرت بپره. رنگش پرید و گفت فقط حرف زدیم. گفتم دروغ نگو خودم دیدمت. دیدمت ک داشتی کیرشو میخوردی. افتاد به غلط کردن. گفتم بس کن چرا اینطوری کردی. گفت حامد بهم حق بده تو منو #ارضا نمیکنی. منم همش #حشری میمونم. خب هوتن هم خیلی سکسیه. از وقتی هم ک عکس کیرشو نشونم دادی همش جلو چشمم بود. اصلا دست خودم نبود. باور کن دفعه اولم بود هیچ وقت بهش نزدیک هم نشده بودم. گفتم بهش ک ایراد نداره چون دوستت دارم نمیخوام ولت کنم. ولی دیگه نبینم همچین کاری بکنی. گفت چشم اقایی #کیر کوچولوعه من. ولی تازه شروع ماجرا بود و میدونستم ستاره ی من ک با تصور #کیر #ارمان بهترین دوستم و خوردن کیر داداش کوچیکم دیگه تازه اول #جندگی هاشه. دروغ نخوام بگم دیگه داشتم لذت میبردم. دوس داشتم کس دادنش رو به داداشم و ارمان ببینم. ماجراهای کس دادن زنم به داداشم و ارمان و #ضربدری با ارمان و پاره شدن کونم واسه اولین با توسط ارمان اونم جلوی زنم رو براتون تو قسمت های بعد تعریف میکنم. ولی اینو بگم ک بهترین کیری ک خورده رو بهم گفته ک کیر پسرداییم بوده ک اونم قراره برام تعریف کنه.

 

 

نوشته: #حامد #چاقال

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *