صاحب خونه مهربون

اي خدا بازم شروع شد. صداي فحش داد و بيداد اونم ساعت 12 شب گفتم ايندفعه ميرم فحش ميدم که ديدم ويدا خانوم باگريه پايين مياد بي اعتنا به من يه ساک دستش گرفته بود داشت ميرفت بيرون منم مرامم گل کرد- جلوشو گرفتم گفتم ويدا خانوم کجا ساعت 12 کجا ميخواي بري گفت بذار برم ديگه ازاين نکبت خسته شدم مردتيکه ميره عرقشو ميخوره کوسشو ميکنه اونوقت مياد برا من گردن کلفتي ميکنه – گفتم آخه اين موقع شب که همه تو خيابون يه زن تنها رو مثل گرگ پاره ميکنن تو کجا ميخواي بري گفت نمي دونم هرجا غير از اين جهنم گفتم باشه بيا تو خونه من کليد واحد زير زمينو بهت ميدم فردا صبح هر کجا که ميخواي برو يه فکري کرد گفت باشه منم رفتم تو واحدم کليد زير زمينو آوردم دادم بهش گفتم واحدش تکميله فقط ملحفه ها رو بر دار همه چيز تميزه گفت باشه منم خداحافظي کردم رفتم تو واحدم تو تختم بد خواب شدم يادم مياد ريحانه زنم دوسال پيش سرطان گرفت واز دست رفت ومن موندم و اين خونه يه خونه 3 طبقه که زيرزمينش يه واحد کامل بود همکف من بودم وطبقه بالاشو به يه زوج شهرستاني دادم ولي به کل آسايشم به هم خورد چرا که آقا کوروش يه دائم الخمر و خانومش يه زن جوون وزيبا و صبور خلاصه تو اين افکار بودم که تلفون زنگ زد از اونور خط ويدا خانوم گفت آقا هومن من تنهايي ميترسم اگه امکان داره بياييد پايين منهم که چاره نداشتم رفتم پايين ديدم ويدا خانوم با يه تاپ دامن خيلي جيگري درو باز کرد منهم باسلام رفتم تو واحد يه تخت دونفره بيشتر نداشت منم گفتم رو کاناپه گفت باشه ورفت تو اتاق خواب

و درشو بست منم يه پتو برداشتم ورفتم تو هال رو کاناپه خوابيدم تو حالت بدي بودم دوسال تموم نفس هيچ زني به من نخورده بود وحالا با يه زن هم خونه شدم ساعت 3 صبح بود که ديدم يکي آروم منو تکون ميده ازخواب پريدم ديدم ويدا خانومه گفتم چي شده گفت به خدا منظوري ندارم ولي ميترسم گفتم چه کار کنم گفت بيا تو اتاق خواب بخواب گفتم باشه ولي کجا گفت تخت دو نفرست پتوتو برداربيا يه طرف بخواب منم يه طرف ديگه قبول کردم روي تخت درازکشيدم رومو به طرف ويدا خانوم کردم ديدم دوتا مرواريد به من زل زده گفتم ويدا خانوم چرا به من زل زدي گفت هيچي ولي خوب دو ساله تنهايي يه مرد تنها با يه غريزه چه کار ميکنه گفتم منظورت چيه گفت هيچي ! منم ديدم حرف نزنم بهتره ولي خوابو چکارش کنم حسابي بد خواب شده بودم هرچي اين پهلو اون پهلو شدم ديدم نه خيرخوابه اصلاً نمياد ويدا خانوم هم همينطور به من زل زده بود انگار دلش يه چيزي مي خواد ولي روش نميشه گفتم ويدا خانوم چيه چي شده ؟ گفت راستش شما خيلي جذابيد راست ميگفت عرق شوهرشو از قيافه انداخته بود بايدم اينو ميگفت گفتم اختيار دارين چشاتون قشنگ ميبينه گفت نه واقعا قشنگين گفتم راستشو بگو چي ميخواي گفت ميتونم بهتون نزديک بشم گفتم باشه اومد نزديک تا اومدم بجنبم ديدم يه بوسه نشست تو صورتم نشست منم اختيارمو ازدست دادم و

درد دوسال تنهاييمو رو لباش گذاشتم ويه لب اساسي ازش گرفتم ديگه نمي فهميدم چکار ميکنم فقط ديدم دارم وحشيانه تاپشو درميارم افتادو روي پستوناي نازش مگه آدم سير ميشد صداي ويدا در اومده بود هم لذت ميبرد هم دردش اومده بود هي آه وناله ميکرد وهي سر منو تو سينش فشار ميداد منم تا تونستم سينشو خوردم آروم آروم با زبونم سينشو ليسيدم تا رو نافش ويدا دامنشو در آورد باورم نميشد ناقلا فکر همه جا رو کرده بود اصلاً شورت پاش نبود منم رفتم سراغ کوسش تا جا داشت زبونمو کردم تو کوسش چه ناله اي ميکرد گفتم يواش الان اون شوهرت بيدار ميشه گفت غصه اونو نخور الان تو کونش عروسيه اگه فردا خانوم نياورد تو واحد ! گفتم بيخيال و کوسشو تا جا داشت خوردم ديگه داشتم منفجر ميشدم شلوار راحتي رو در آوردم وکير خوش استيلمو بيرون آوردم ويدا تا کيرمو ديد گفت جانمي چه کلفته گفتم مال تو اونم افتاد روش تا جا داشت ساک زد اونم چه ساکي داشتم منفجر ميشدم 69 شدم من کوسشو اونم کيرمو ساک ميزد ديدم داره از کوسش اب ميزنه بيرون منم فرصتو ازدست ندادم کيرمو گذاشتم دم کوسش وهل دادم تو يه آه بلند کشيد و شروع کرد ناله کردن منم تا جاداشت با سرعت تلمبه زدم باور کنيد از کيرم داشت دود بلند ميشداونم هي ناله ميکرد ديگه طاقت نداشتم ديدم ويدا ميگه ميخوام کاري کنم که هيچ وقت نکردم در بيار بکن تو کونم منم درآوردم وبا همون کير خيسم گذاشتم در کونش آروم کردم تو ويدا سرشو توبالش فشار ميداد و ناله ميکرد منم که کيرم تو جاي تنگي قرار گرفته بود طاقت نياورد ميخواست بيرون بزنه که ويدا گفت همشو ميخوام منم کيرمو دم دهنش گذاشتم ويدا هم مثل پستونک شروع کرد ساک زدن وهمه ابمو يه جا خورد !

ديگه خسته بوديم هردو مثل خرس خوابيديم تا صبح تو بغل هم بوديم صبح ساعت 9 بلند شدم ديدم ويدا خانو بلند شده وداره صبحونه رو درست ميکنه بنده خدارفته بود خودش خريد کرده بود و اومده بود داشت صبحونه رو درست ميکرد منم که به سرويس نرسيده بودم بلند شدم رفتم تلفن کردم اداره که امروزو برام مرخصي رد کنن ويدا خانوم اومد تو اتاق تا منو ديد شليک خندش به هوا رفت آخه من هيچي تنم نبود دريغ از يه شورت خودم هم خندم گرفته بود دستمو رو کيرم رفتم تو اتاق خواب تا لباسمو بپوشم که ديدم ويدا پشت سرم وايساده گفت آقا هومن شما چطور دو سال طاقت آورديد گفتم خوب تحمل کردم ديگه ته دلم گفتم ولي امثال تو رو که ميديدم جلق ميزدم . خلاصه هنوز تو چشماش حشريت مو ج ميزد گفتم ويدا جون فکر بد به سرت نزنه که الان معدم سوراخ ميشه . چشمش برقي زد گفت بعد از صبحونه. گفتم دختر خجالت بکش شوهر داري گفت اون به من وفا کرد که من بکنم ديگه حرفي نداشتم حرف منطقي جواب نداره . چه صبحونه اي خورديم هم همديگه رو ميخورديم هم صبحونه ويدا هم امده بود کنارم نشسته بود هي کرم ميريخت با يه زوري صبحونه رو تموم کرديم من گفتم گفتم آره گفت برو . منم عين فشنگ رفتم بالا وسايل حمومو آوردم پايين ويدا گفت راستي يه بليط شيراز برام تهيه ميکني گفتم شيراز برا چي گفت الان اون عوضي زنگ ميزنه خونمون اونا رو نگران ميکنه گفتم نميخواد بري زنگ بزن کوروش بگو من خونه دوستامم بعد شماره اينجارو بهش بده بعد شماره واحد پايين رو بهش دادم اونم زنگ زد کوروش و طبق نقشه عمل کرد.

خلاصه منم عزم حموم کردم ويدا گفت منم بيام شوکه شدم .آخه اين زن چقدر خونگرم و خودموني بود گفتم باشه برق خاصي تو چشمش ديدم با هم رفتيم تو حموم تو رختکن تازه فهميدم چي گيرم امده بدنش عين برف سفيد بود عين مجسمه خشکم زده بود ديدم ويدا کونشو به من ميماله ميگه بيا گيره سوتينمو باز کن کفتم باشه رفتم سوتينشو باز کردم ديدم دوتا بلور خوشگل بيرون افتاده اب دهنمو قورت دادم گفتم حيف تو نيست که دست اين نامرد افتادي گفت از اول ازدواجم زورکي بود و الا من کوروشو نميخواستم خلاصه رفتيم زير دوش چه بدني بود يه ذره مو توش نبود حتي دريغ از يه خال فقط کوسش معلوم بود چهار پنج روزه صاف شده اونم خيالي نبود ديگه طاقت نياوردم افتادم رو لباش تا تونستم خوردمشون اونم هي به خودش قر ميداد و روي کير من مانور ميداد منم عجيب راست کرده بودم و از شق درد داشتم منفجر ميشدم شروع کردم گردنشو خوردن خيلي خوشش اومده بود اينو از خنده هاش فهميدم بي اختيار دستم رفت رو پستوناش تا تونستم ماليدم اونم بي اختيار شد اومد کيرمو کرد تودهنش شروع کرد ساک زدن باور کنيد انگار خايه هام ازتو سوراخ کيرم ميخواست بيرون بزنه اينقدر اين عزيز هوس داشت منم فقط ناله ميکردم اروم بلندش کردم نشستم و تا زور داشتم تو کوسش زبون زدم خيلي حشري بود هي ناله ميکردو به خودش پيچ وتاب ميداد اونقدر ادمه دادم تا ارضا شد نشست قمبل کرد منم کيرمو گذاشتم در کوسش و تا ته فرو کردم يه ناله جيگري زد که نگو شروع کردم تلمبه زدن اونم هي اخ و اوف ميکرد تا اينکه گفت ديگه نکن طاقت ندارم گفتم هنوز ارضا نشدم گفت بزن تو کونم منم کيرمو در اوردم يه تف به سر کيرم زدم يه تفم به سوراخ کونش زدمو هولش دادم تو نبايد اين کارو ميکردم يهو جيغي زد که توفضاي بسته حموم گوشم سوت کشيد گفت نامرد جرم دادي کلي شرمنده شدم خواستم بيخيال شم گفت نه ادامه بده منم کيرمو اون تو نگه داشتم تادردش بخوابه خداييش خيلي دردش اومد 5 دقيقه همون حالت موندم تا حالش جا اومد بعد شروع کردم تلمبه زدن اونقدر کونش تنگ بود که ده بار تلمبه نزده ابم اومد و همشو کشيدم بيرون رختم روي کمرش بلند شديم بنده خدا نا نداشت بلند شه اروم کمکش کردم يه دوش گرفتيم بعد بردمش خشکش کردمو تو پذيرايي رو کاناپه خوابوندمش بعد لباسمو پوشيدم رفتم دوتا پيتزا سفارش دادم خلاصه پيتزا رو اوردن مزش هنوز زير زبونمه پيتزا رو خورديم و من گفتم بايد برم بيرون يه کم خريد کنم .

ويدا جون گفت باشه منم رفتم موقع برگشتن ديدم کوروش با يه خانومه دارن ميرن تو خونه منم عين هشت پا خودمو لاي دوتا درخت قايم کردم اروم اروم رفتم کوروش يه سرک تو خيابون کشيد و درو پشت سرش بست منم صبر کردم تا اونا برن بالا بعد کليد و انداختم تو درو رفتم تو آروم رفتم پايين ديدم ويدا با يه صداي خوشگلي داره يه آهنگي رو زمزمه ميکنه آروم رفتم پيشش گفتم ويدا جون يه چيزي ميگم ولي خودتو کنترل کن گفت باشه گفتم کوروش با يه خانوم رفتن بالا يه دفعه ديدم عين لبو قرمز شد گفت غلط کرده الان حقشو کف دستش ميذارم گفتم صبر کن ولي مگه ميشد اونو ارومش کرد يه دم داشت به کوروش فحش ميداد گفتم ويدا جون با اين کارا نميشه اونو تنبيه کرد بذار يه نقشه بهتر بريزم گفت باشه گفتم زنگ بزن 110 بگو خونمون دزد اومده اگر بگي شوهرم کوس آورده مسخرت هم ميکنن وقتي اومدن دم در جريانو بگو ويدا گفت اقا هومن شما شيطونو درس ميدين گفتم نه من براي خودت اين کارو ميکنم والا هيچ مساله اي برا من نبود ويدا طبق نقشه به پليس زنگ زد و مامورا اومدن دم در ويدا هم کل جريانو گفت مامورا اومدن دم در ويدا هم با کليد خودش درو باز کرد و اونا داخل شدن صداي زنه از تو اتاق بلند بود انگار زياد حال ميکرد ماموره رفت دم اتاق خواب و درو باز کرد يهو ديديم صداي اخ واوف به يه فرياد ترسناک مبدل شد مامور گفت بد نگذره که کوروش بايه پتو اومد بيرون ويدا هم نامردي نکرد همچين خوابوند تو گوش کوروش که گفتم الان گوشش کنده ميشه سرتون درد نيارم – حکم اعدام کوروش به دليل زناي محسنه با وساطت من و رضايت ويدا تبديل شد به يه جريمه سنگين و طلاق ويدا از شوهرش بعد هم که مهريه اشو اجرا گذاشت و تا قرون اخرشو از کوروش گرفت سه ماه بعد من و ويدا تو حجله عروسي با هم حال ميکرديم !
خونه رو هم يه طبقشو دادم به برادر ريحانه همسر اولم زير زمين رو هم دادم به آبجي ويدا جون اخه ويدا ميگفت هومن با همه علاقه اي که بهت دارم ولي به هيچ مردي اعتماد ندارم منم هيچوقت بهش خيانت نميکنم آره من عاشق ويدا هستم.

پاسخ دهید