حس خیسی توی شورتم

گوشیم زنگ خورد شماره های نا آشنا بخاطر شغلم برام عجیب نبود
+بفرمایید
-سلام هانی جان خوبی عزیزم؟در مورد فلان فایل زنگ زدم…
+بجا نمیارم
-عه. منم آرمین دیگه. فلان جا کار میکردم…
+آهااا یادم اومد بامرام یاد ما کردی…

 

 

یکسال پیش توی یه برنامه مجازی آشنا شدیم.یادمه جذب چشای جذابش شده بودم…فهمیدم همکاریم باهم.یکم حرف زدیم . دو سه سالی ازم کوچیکتر بود. با یه صدای جذاب دوبلریش…

چند باری بابت کارامون تماس داشتیم.توی واتس اپ چت میکردیم. از قبلم میشناختمش. یاد گذشته و آشنایی سال قبلمون کردیم. هرروز چتامون بیشتر میشد.دقیق نمیدونم از کجا شروع شد ولی آخرش به کل کل بازی تخته رسید. هیچ حرف سکسی ای بینمون رد و بدل نمیشد.رو کم کنیمون سر تخته داشت خطرناک میشد.دنبال یه جا بودیم برای بازی. تو کار پادکست و تدوین و دکلمه بود. صدای فوق العاده ای داشت. باصداش و پیاماش انگار تحریک میشدم با اینکه اصلا حرکت تحریک امیزی نمیزد. شیطنتم گل کرده بود
+خب کجا قرار بذاریم واسه بازی؟
-نمیدونم هانی جون. میریم کافه گندم.
+اونجا؟خب باشه… اگه باختی چی؟
-تو چی میخوای؟
+باختی گازت میگیرممممم
-با اینکه نامردیه ولی باشه. منم میزنمت بردم!
+خب تو کافه؟؟
-نه دیگه تو دار و درختای اطرافش…
+خب منو بزنی صدام دربیاد بقیه فکر بد میکنن!!
-نه خب بیان ببینن متوجه میشن!
+از دور فک میکنن چقد وحشی هستی. کلی دختر میاد سمتت
-جوووون بده مگه؟؟؟؟همشون بیان
+وویی توان همشونو داری؟ اصن من رو همکارم غیرت دارم غلط میکنن بیان!

 

حس خیسی میکردم توی شورتم… من چرا اینجوری شده بودم. اصلا به پسرای کوچیکتر از خودم رو نمیدم با من حرف بزنن باورم نمیشد آرمین داشت تحریکم کرد. صداش نگاهش… هرچیم میخواستم چراغ سبز نشون بدم یجوری انگار بی تفاوت بودو سمتم نمیومد. این بیشتر تشنم میکرد.
چند روز گذشت و ما به این نتیجه رسیدیم یجا تنها بازی کنیم. خونه ما که خالی نمیشد خونه اونا هم همینطور. بدجوری شهوتی شده بودم از دستش! از کارای خودم خندم میگرفت که چجوری تلاش میکنم باهاش تنها باشم. موفق شدیم یه ویلا اجاره کنیم و بریم برای بازی. شرطای جدید گذاشته شد. قرار شد من بردم گازش بگیرم و اون برد تا صبح بغلم کنه. چقد دوست داشتم بهش ببازم… آرمین ویلا رو گرفت. منتظر شد کارو تعطیل کنم برم خونه دوش بگیرم تخته رو بردارم و برم. سر راه یکم خرت و پرت خریدم شب طولانی ای رو انتظار میکشیدم… یه پیراهن مشکی بلند رو انتخاب کردم کاملا پوشیده بود حس میکردم با موهای باز جذاب بشه. تپل بودم و سعی داشتم کمتر برجستگیام معلوم باشه. یه آرایش سبک هم داشتم. بارون‌تندی هم میومد. اوایل آبان ماه بود. هوا رو به سردی بود.زنگ زدم در و باز کردم و رفتم تو. اولین بار از نزدیک میدیدمش. یبار گذری از کنارم رد شده بود و تمرکزی روش نداشتم. تو یه نگاه سعی داشتم انالیزش کنم. پیراهن و شلوار مشکی پوشیده بود.هم قد من بود تقریبا با یه اندام ریزه و لاغر. شاید یکم توی ذوقم خورده بود ریزه میزه بود. یکم از تصورات سکسیم دور شدم. رفتم اتاق لباسامو دراوردم و پیراهنمو پوشیدم موهامو باز کردم و دو طرف شونم پخش کردم. رفتم پیشش داشت سیگاز میکشید از فعالیت زیاد گرمم شده بود و برای انتخاب لباس خودمو لعنت میکردم.سیگارش تموم شد‌یراست رفتیم سر بازی‌. وقتی حرف میزد و صداشو میشنیدم دوباره حس گرما توی وجودم کردم. فکر کردم شاید حتی سکسی بینمون پیش نیاد امشب. یا خیلی ضعیف با یه کیر کوچولو تصورش میکردم. برای هیکل تپل و حشر بالای من خیلی کم بنظر میرسید. در عین تلاشای من برای باختن خودم! ولی بردم! تاسها امشب داشتن بمن ضدحال میزدن. سه دست کامل بردم و خوشحالی های ظاهری. رفتیم برای شام و بهش گفتم عیب نداره یه تک دست بازی میکنیم. این شرط.
آخرین تلاش من برای باختنم! بازم بردم!
خیلی تو ذوقم خورده بود. عملا تنها راهی بود که برم توی بغلش…
از یه طرف صداش خیسم میکرد از یه طرف تصور یه سکس ضعیفو داشتم.
رفتیم توی تخت…
چراغا خاموش شد. گفتم برای گاز گرفتن آماده باش…

 

پیرهنشو کنده بود و با یه رکابی تو تخت بود. اولش خجالت میکشیدم چون هیچ تماس فیزیکی با بدنش نداشتم.
ضربان قلبمو کامل احساس میکردم رفتم جلو و پشت بازوشو یه گاز اروم گرفنم گفت همییین؟؟ گاز بعدی رو یکم محکمتر گرفتم بازم گفت خیلی اروم بود. گاز بعدی رو از داخل کتفش گرفتم یه آخ ریز کرد… قلبم داشت درمیومد…
بعضی از گارام براش دردناک بود ولی داشتم پشت هم میگرفتمش… سعی میکردم اروم و سکسی باشن. بعضی از گازا رو آه اروم میکشید حس میکردم خوشش میاد بعضیا رو پشت سرم یا موهامو چنگ میزد مثلا دردش گرفته ولی حس میکردم خوشش میاد. میگفتم پشیمونی میگفتتتت نه خووووبه.
اواخر که منو چنگ میزد بیشتر فرو میرفتم بهش… اخرش گفتم بسه بخوابیم… بهم چسبیده بودیم رو به بالا خوابیده بود و من از پهلو رو بهش. دست انداخت رو بدنش. بردم اروم سمت گردنش. من حسابی حشری شده بودم و دیگه چیزی تو اون تاریکی واسم مهم نبود.و میدونستم اونم یکم تحریک شده. اولین برخورد انگشتم با پوست گردنش بدنش مور مور شد و آه کشید . چه نقطه ضعف جذابببی. فکر میکنم حدود یربع فقط با گردنش ور رفتم و هی سرش میرفت چپ و راست. حشر تو صدا و نفس کشیدنش موج میزد. من موفق شدم تحریکش کنم . اونم حسابی. اروم سرمو بردم توی گردنش… داشت به خودش میپیچید. دم گوشش نفس میکشیدم سرش کج میشد صورتم به صورتش چسبیده بود فاصله لبامون ۵ سانتم نبود لعنتی نمیبوسید. این مقاومتش داشت دیوونم میکرد. تماس سلولای بدنم داد میزد لباموووو بخووور فشارم بده…
آخر چسبیدم به لباش بوسیدم واکنش نداشت دوباره بوسیدم لباش و چفت کرد بهم… شروع کردم به خوردنش خیلی ریز و اروم… یواش باهام همراهی میکرد. نفسام کل اناقو گرفته بود. از لباش جدا شدم رفتم تو گردنش. کل گرون و گلوشو لیس میزدم. داشت موهامو تو چنگش میکند و من وحشی تر میشدم . ارررره این همون چیزی بود که میخواستم. لاله گوششو میک میزدم و تماس شهوتمو با آهههه کشیدن دم گوشش میفرستادم.
دوباره رفتم سمت لباش

 

اینبار با قدرت و شهوت لبامو میخورد و حس میکردم ورم کردن لبام . زبونمو تو دهتش فرستادم و میک زد زبونمو ‌ با زبونم دندوناشو لمس میکردم و گاز ریز از لباش میگرفتم. حالا اونم ریتم نفساش مثل من تند شده بود.

الان که مینویسم دوباره خیس شدم و حتی جزییات دقیقشو به سختی یادم میاد اینقد تو شهوت غرق بودم عین آدمای مستی که از دیشبشون چیزی یادشون نمیاد…

سمت گردنم اومد و شروع کرد به لیسیدن بعد چند ثانیه نتونستم تحمل کنمو سرمو عقب بردم…لبامو میخورد و دستش و از زیر لباسم یه سینه هام رسوند. سینه هام سفت شده بودن نوکش بیرون زده بود. دستش به نوک سینه هام خورد و اااااه کشیدم.
عشق بازی ما توی تاریکی مطلق بود بدون هیچ کلامی فقط با کلام نفس زدنامون حرف میزدیم باهم
دوست داشتم سرشو فرو کنه توی سینه هام.‌‌
من قبل خواب از گرما بلوز و شلوار پوشیده بودم‌‌ بلوزمو خودم دراوردم سوتینمو با کمک آرمین دراوردم. سینه های تپلم جلوش بود. جوری وحشیانه میخورد تو آسمونا بودم… میک میزد و با دست با اون یکی ور میرفت… به حدی حشری بودم و عشق بازی ما طولانی شده بود که طاقت نداشتم دوست داشتم کیرشو بکنه توی کسم. کسم ضربان داشت و تو خیس ترین حالت ممکنش بود. داشت برای کیرش له له میزد. هلش دادم روی تخت. رو زانوهام تکیه دادم و خم شدم روش
رفتم توی گرونش توی نقطه ضعفش توی اوج شهوتش

 

دوباره مور مور شد… لباش …‌ آخ لبای لعنتیش خیلی خوشمزه بود. بلد بود چجوری لبامو بخوره که تشنه وجودش بشم عشق بازی رو بلد بود و منو وحشی تر میکرد‌
رکابیشو دراوردم. شلوارشو با کمک خودش دراوردم… اول از رو شورت دست رو کیرش کشیدم . برخلاف تصورم کیر بزرگی داشت عالی بوووود
از زیر گردنش روی بدنش زبون میکشیدم… رو نوک سینه هاش استپ کردم و میک زدمشون فقط آاااه میکشید و به خودش میپیچید این یعنی راهمو درست میرم…
بازبونم اومدم روی شکمش… شرتشو دراوردم وای کیرش خیلی خوب و ایده ال بود‌. خداروشکر میکردم که تصوراتم غلط بود! رفتم سمت رونش … یاید دیوونه تر میشد‌ داخل رونشو زبون میزدم. موهام تو مشتش بود و منو به سمت کیرش میبرد ولی من شیطنتم گرفته بود…دور و بر زیر شکمشو میبوسیدم و لیس میزدم و سمت کیرش نمیرفتم. طاقتش طاق شد و موهامو سفتتر کشید. رفتم سمت تخماش و زبون کشیدم. موهام توی چنگش شل شد . از تخماش تا سر کیرش یه لیس محکم زدم. حسابی کیرش خیس شده بود. با دست پاک کردم و آب دهنمو جمع کردم و کیرشو تو دهنم کردم.‌ اووووم یه اندازه ایده ال و جذاب… سر کیرش تو دهنم بود و با زبون بازی میکردم و تخماشو با دست میمالوندم. به یه دقیقه نکشید منو از خودش جدا کرد… به حرف اومد…
-لعنتی اینقد جذاب عشق بازی کردی حس میکنم آبم زود میاد…بسه…
صداش میلرزید و من لذتم بیشتر میشد خوابید روم و سینه هام و میک میزد
من نمیتونستم تحمل کنم پاهام دور کمرش بود زیرش تلاش میکردم کیرش به کسم برسه…
-چی میخوای خوشگلم؟؟؟
+آرمین بکنننن تروخدااا

 

با دستش کیرشو هل داد سمت کسم وقتی وارد کسم شد جفتمون آهههه کشیدیم… چشام داشت میرفت و به هیچ چیزی جز کیر داغ و سکس باهاش فکر نمیکردم اروم عقب جلو میکرد من رو ابرا بودم صدای ضربه زدنش با صدای بارون شلاقی قاطی شده بود.‌‌
بعد چند ضربه کشید بیرون و ارضا شد
ازم بابت این تایم زود عذر خواهی کرد و میگفت بخاطر بلد بودنم مقصرم!
کیرشو پاک کرد راست بود همچنان دوباره گذاشت جلو سوراخمو کرد تووووو
اااااه میخواستمش اررره با تمام وجودم میخواستمش گردنمو گرفته بود و تلمبه میزد
-دردت نمیگیره؟
+نننننه من عاشق سکس وحشیانه هستم بلدی؟؟؟
یه لحظه موند و یهو لبامو کرد تو لباشو و بعد یه میک زدن طولانی گفت من عاشق سکس وحشیمممم امشب جرت میدمممم
بلند شدم و داگی موندم یه ضربه به کونم زد و از پشت کرد تو کسم
موهای بلندم و انداختم پشتم و فهمید باید بگیره تو چنگش
موهامو چنگ گرفت و یدور دور مچش پیچید و کشید جوری کشید که قوس کمرم بیشتر شد و کونم بالاتر اومد… محکم و با قدرت ضربه میزدم ک من غرق لذت بودم
خیلی خوب بود و خوشحال بودم اونم سکس وحشیانه دوست داره
حس کردم خسته شد ازین پوزیشن خوابید رو تخت
گفنم بیام روت و تایید کرد. حس کردم وزنم اذیتش کنه ولی بلد بودم چطور وزنمو روش نندازم…
منه لعنتی فقط تو اون حالت ارضا میشم…

 

رفنم روش و کیرش تا ته رفت تو کسم. بالا پایین میکردم… پهلوهامو گرفته بود و گمکم میکرد … لذت و شهوتم بیشتر شددددد خم شدم سمتش سینه هام‌نزدیک دهنش بود
میخواستم برام بخوووره همین کارم کرد گرفت دستشو کرد تو دهنش و میک میزد… کیرش تا ته تو کسم بود و برخورد بالاس کسم با زیر شکمش خیلی حال میداد
خودمو سفت میکردم روش منو به خودش فشار میداد و با چند تا حرکت ارضا شدم… اااااه میکشیدم و اسمشو صدا میزدم
+ااااااه آرمینم… ااااه کیر داغت جرم داده…
-آرررره بریزززز آب داغ کستو بریز رو کیرم خیسش کن ارضا شووووو
و اون صدای خمارش…
ارضا شدم و باز هم بدون توقف بالاپایین میشدم روش
موهامو از پشت گرفته بود و میکشید
کمرم قوس برداشت روش همچنان خودمو بهش میمالوندم کیرش داغتر شده بود… با صدا زدن اسمش برای بار دوم به فاصله خیلی کوتاه با قبلی ارضا شدم… از روش بلند شدم ولو شدم رو تخت…
میبوسبد منووووو…
همونجور کشوندمش رو خودم…
+آرمینم… کیر میخواااام باز پاره کن منو لعنتی
-هنو رووووو داری؟؟ کم نیاوردی تسلیم کیر من نشدی؟ خودت خواستیاااا
+ننننه من از اون کیر سیر میشم مگههههه بکن منوووو

 

دوباره کرد تو کسم و ضربه میزد حسابی کسم آب انداخته بود و صدای برخورد کیر و تخمش با کسم صدای بلندی میداد منو میکرد وحشیانه
صورتمو نوازش کرد و انگشت و بوسیدم و کردم دهنم… انگشتشو با تمام وجود میک میزدم… انگشتشو دراورد روی لبم کشید و محکم گلومو گرفت…
چه لذت شبرینی بود اسارت بین دستا و بدنش…
ازش سیر نمیشدم و میخواستمش… اینقدر کرد که حس میکردم واقعا دارم جر میخوررررم… بر خلاف اولش… خیلی باهم حرف میزدیم… ازینکه منم مثل خودش وحشی بودم احساس رضایت داشت…
اینقد ضربه هاش #محکم بود که تخت حسابی صدا میداد. دیگه داشتم از حال میرفتم که با چند تا #تلمبه محکم #ارضا شد و روی شکمم ریخت… چه نفسایی میزد… پاکم کرد و کنارم داراز کشید… شاید دو سه ساعت از اومدن ما به #تختخواب میگدشت… امشب تو #پیشبینی جفتمون اینجوری نبود… ازم تشکر میکرد و #میبوسید منو… بغلش کردم… سکس فوق العاده بود…
و نمیدونستم که صبح چه سکس شیرین دیگه ای انتظارمو میکشه…
داشنم با دستش ور میرفتم که اصلا #متوجه نشدم #کی #خوابم برد…

 

 

نوشته: دختر #وحشی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *