شهرزاد آخرش کسو داد

سلام شهرزاد هستم ۲۹ سالمه یه خواهر و بردار کوچیکتر دارم خواهرم شراره ۲۵ سالشه ،من ۸ ساله ازدواج کردم و شراره ۲ ساله من زندگی خوبی دارم از شوهر خیلی راضی هستم اسم شوهرم رامین، شراره هم مثل من از زندگیش راضیه، یک سال پیش اتفاقی برام افتاد که خودم دلم نمیخواست اما ناخواسته …

شهرزاد آخرش کسو داد ادامه »

کون دادن آرمین

سلام ب همه دوستان من ارمین ۱۸ سالمه من امروز میخام داستان اولین کون دادنم ب رفیقم ممد رو براتون تعریف کنم من از زمانی ک فهمیدم کیر چیه و جغ زدن رو شروع کردم بیشتر بجای اینکه حس ب کردن داشته باشم بیشتر دوس داشتم کون بدم اما هیچوقت شرایطش پیش نیومد حتی اگه …

کون دادن آرمین ادامه »

دو جنسگرای بیغیرت

سلام این داستان من از زمان دوران دبیرستانمه و ادامش هم میرسه به زن گرفتنم. بریم سره داستان. این داستان هشتاد درصد واقعی و یسری هاش برای جذاب تر شدن داستان هستش و برای دوستان بیغیرت روی زن و گی میباشد. من حامد قدم ١٧٤ وزنم هفتاد و دو. پسری به شدت شهوتی هستم و …

دو جنسگرای بیغیرت ادامه »

ازدواج با سه تا مرد حشری

وقتی یه احساسی داری که با نرمال جامعه در تضاده، یا باید سرکوبش کنی یا برچسب بخوری. من اهل سرکوب کردن نیستم. پس برچسب بهم خورده… “کونی” داستان من جایی شروع میشه که کونی بودن هویتم شد و کونی خطاب شدن برام تبدیل به عادت شد. عادتی که کم کم لذت بخش شد. برای پسرکی …

ازدواج با سه تا مرد حشری ادامه »

لبهای بی‌لبخند

۸:۱۰ عصر. روی مبل تکی روبروی تلویزیون نشسته بود و به صفحه ی خاموش آن خیره شده بود. نفس هایش به شماره افتاده بودند و دستان ظریف و کوچکش از شدت هیجان یخ زده و سر شده بودند. موهای خرمایی رنگ مجعدش را که تا روی گوش چپش آمده بودند بی محابا به پشت گوشش …

لبهای بی‌لبخند ادامه »

معرفت کونیانه

حالم خوب نبود احتیاج به سکس داشتم تو گروه های تلگرامی دنبال کیس بودم از شهر خودمون کیس مناسب پیدا نمی شد کلافه شده بودم با جق زدنم خالی نمی شدم گفتم شاید از شهرای نزدیک اطراف کسی پیدا بشه که یه پسر همسن خودم و جذاب پیدا شد یکم چت کردیم عکس دادیم و …

معرفت کونیانه ادامه »